قلعه شهر لندن در گذشته مقر حکومت پادشاهان و زندان نجیب زادگان بود و امروز دیوارهایش از جواهرات سلطنتی انگلستان محافظت می کنند.تصویر زیر پل برج دار لندن را نشان می دهد که روی رود تمز کشیده شده و احداث آن در سال 1894 به پایان رسیده است.

برج لندن
برج لندن قلعه ی بزرگی است. در سال 1066 میلادی ،زمانی که ویلیام فاتح، دوک نورماندی، به انگلستان هجوم برد و آن را تسخیرکرد، ابتدا فرمان داد تا در حاشیه لندن برجی اختصاصی برایش بسازند تا اگر حمله ای او و طرفدارانش را تهدید کرد،یا مردم دست به شورش زدند،پناهگاهی مطمئن ،مسکونی و غیر قابل نفوذ داشته باشند.این «برج سفید» (چون در قرون وسطی نمای بیرونی بنا را با دوغاب سفید می کردند،برج را به این نام می نامیدند) امروز هم نقطه کانونی منطقه به شمار می رود. هر ضلع این قلعه بیش از 30 متر طول دارد و در گوشه های آن برج هایی به ارتفاع 27 متر بنا شده که بر امنیت آن افزوده اند.دیوارهای خارجی آن در قسمت پایه حدود 5 متر ضخامت دارند.
با گذشت زمان، برج بارها بازسازی شد. این بنا نه تنها چند سال مقر حکومتی پادشاهان انگلیس بود بلکه به جای زندان ،محل اعدام زندانیان مهم و اسلحه خانه- انبار تفنگ و تپانچه- نیز از آن استفاده می کردند.همچنین آنجا بایگانی دولتی و باغ وحش جانوران سلطنتی بود.امروزه برج محل دوست داشتنی و مورد توجه گردشگران است.
چرا در اروپا قلعه های بسیاری وجود داشت؟
مفهوم قلعه برای ما تصویری رویایی از دختر صاحب قلعه و جلال و شکوه شوالیه را تداعی می کند. امروزه ما به عنوان گردشگر از قلعه های ویران دیدن می کنیم و از مشاهده منظره ی برجی که ته دره ای قرار دارد،لذت می بریم.
البته آنچه برای ما شبیه زمین بازی گسترده ای برای ماجراجویی به نظر می رسد،برای مردم قرون وسطی مفهوم کاملا متفاوت دیگری داشت. شوالیه هایی که بر سرزمین های اطراف قلعه ها فرمانروایی می کردند،درون این دژهای سنگی زندگی می کردند که با برج و باروها،پل های متحرک و دیوارهای بلندشان بر قله های کوه یا پشت خندق های آب گرفته قرار داشتند و به کلی تسخیر ناپذیر بودند.آنها رودخانه ها و راه ها رامی بستند،باج ها و خراج و مالیات می گرفتند،به دلخواه خود بر رعیت هایشان حکم می راندند و کسانی را که اعتراض می کردند به سیاه چال های تاریک و نمور می انداختند تا همان جا بمیرند. تا سال 1200 میلادی،فقط در آلمان حدود 10000 و در فرانسه 20000 قلعه ی مخصوص شوالیه ها وجود داشت.
در ابتدا ،قلعه های اروپایی پناهگاه به شمار می آمدند. ارتش سواره نظام مجارستان دائم از سمت شرق به این سرزمین حمله می کرد ،در حالی که نورمن ها با قایق های بادبانی شان از طرف غرب و از طریق رودخانه ها پیش می آمدند و آبادی ها را غارت می کردند. در جنوب نیز عرب ها سواحل مدیترانه را نا امن کرده بودند.

قیصر هاینریش اول (919 تا 934 میلادی) در سال 933، وقتی در نبردی در مجارستان پیروز شد،چون از حمله های ناگهانی و بعدی دشمن هراس داشت، همراهانش را برای ساختن قلعه ای فرا خواند. او افراد را به گروه های 9 نفره تقسیم کرد تا هر گروه «اقامتگاه محکمی» بسازد که بتوان در آن جایی را به ذخیره غذا و اسلحه اختصاص داد
در آن زمان ،قلعه ها خانه هایی چوبی یا سنگی را در بر داشتند و در اطرافشان حصار محکمی از تیرک های چوبی داشتند. تازه حدود 200 سال بعد که مبارزان جنگ های صلیبی دیوارها و برج های عظیم سنگی عهد باستان را در شرق شناختند و این هنر معماری را با خود به سرزمینشان بردند.
(زندگی در میان دیوارهای سرد و سنگی قلعه چندان راحت نبود. ولی در عوض در برابر کشتار، غارت و چپاول قبیله های مهاجم جای امنی بود. تا پیش از اختراع توپ جنگی قلعه ها فقط در پی محاصره های طولانی مدت یا خیانت ازپا در می آمدند و تسخیر می شدند.)
نظرات شما عزیزان:
|